آدرس مسجد شیعیان در بلژیک
دو ماه پس از آن انفجار، «علوان» تلاش کرد همسر خود را مجددا فریب دهد تا کاظم را نیز آماده کند اما کاظم ۱۸ ساله که از ماجرا بو برد، شبانه از منزل فرار کرد.
یکی از نیروهای امنیتی عراق که خواست نامش فاش نشود طی اظهاراتی گفت: هفته گذشته در استان سنی نشین “دیالی” زنی را بازداشت کرده ایم که فرزند ۹ ساله خود را در راه منفجر کردن یکی از مساجد شیعیان از دست داده است.
وی در ادامه افزود: همکاران امنیتی بنده موفق شدند پس از چند روز کار اطلاعاتی، زنی بنام «س. العبیدی» را بازداشت کنند که او اعتراف کرده در سال ۲۰۰۶ میلادی برای منفجر کردن یکی از مساجد شیعیان در “دیالی”، کودک ۹ ساله خود را آماده و آن مسجد شیعی را منفجر کرد.
این مقام امنیتی عراقی همچنین گفت: این زن که از اعضای شبکه تروریستی القاعده است، به همراه همسر جدیدش «حمید علوان» ۵۳ ساله که او نیز عضو این شبکه تروریستی است، بازداشت شد. این دو نفر پس از عملیات اخیر نیروهای تروریستی القاعده علیه نیروهای “بیداری عراق” بازداشت شدند.
وی افزود: خانم «س. العبیدی» مادر “کاظم” ۱۸ ساله و “هناء” ۱۴ ساله و “مرتضی” ۹ ساله است. این مادر تروریست، مرتضی را برای منفجر کردن این مسجد شیعی آماده کرد. او از اهالی روستای “خالص” در استان “دیالی” است. همسر جدید وی، مسئول هماهنگی عملیات های شبکه تروریستی القاعده در منطقه “العامریه” عراق بوده است.
این مقام امنیتی گفت: در واقع «حمید علوان» همسر خود را فریب داد و از وی خواست که کودک ۹ ساله اش را برای انفجار این مسجد شیعی آماده کند. خانم «س. العبیدی» هم با حرف های فریبنده او فریب خورد و کودک خود را آماده کرد. در مسیر رسیدن به مسجد، ناگهان کنترل خود را از دست داد و شروع کرد به گریه کردن اما اشک های او فایده ای نداشت زیرا «علوان» او را از خودرو پیدا کرد و فورا مرتضی را به نزدیکی محل عملیات رساند و او را راهی مسجد کرد. دقایقی بعد مسجد منفجر شد و ۹ تن شهید و ۸ تن دیگر زخمی شدند.
وی در ادامه افزود: دو ماه پس از آن انفجار، «علوان» تلاش کرد همسر خود را مجددا فریب دهد تا کاظم را نیز آماده کند اما کاظم ۱۸ ساله که از ماجرا بو برد، شبانه از منزل فرار کرد.
خطبه غدیر به زبان فرانسوی
Conférence Ghadir
Française
|
روزى دو كودك خطى
را نوشته سپس خدمت امام حسن (علیه السلام ) آوردند و او را حكم خود قرار دادند تا
آن حضرت قضاوت كند كه كدام خط نیكوتر است در آن هنگام على (علیه السلام ) چشم به وى
دوخت و فرمود: |
|
روایت است كه على (علیه السلام ) فرمود: خداوند متعال زهد را در دو كلمه جمع فرموده است : كه اگر كسى به این آیه عمل كند زاهد روزگار است و آن آیه این است : لكیلا تاءسوعا على ما فاتكم ؛ براى آنچه از دست داده اید تاءسف نخورید.(1186) |
|
مفضل بن عمر از
امام صادق (علیه السلام ) سؤ ال كرد یابن رسول الله به چه دلیل على بن ابیطالب
(علیه السلام ) قسیم الجنة و النار
تقسیم كننده بهشت و جهنم شده است ؟ |
|
ابوطالب پدر حضرت على (علیه السلام ) نام على (علیه السلام ) را ظهیر مى گفت : چرا كه بسیارى از مواقع او فرزندان ، برادر زاده هاى خود را جمع مى كرد و به آنان دستور مى داد كه با هم كشتى بگیرند، البته این یك نوع تفریح رایج در عرب بود، على (علیه السلام ) آن موقع كودك بود و داراى بازوانى درشت و كوتاه . على (علیه السلام ) آستین هاى خود را بالا مى زد و با بزرگ و كوچك از برادران و عمو زاده هاى خویش كشتى مى گرفت بطورى كه با یك چرخش و بكار بردن فن خاصى پشت همه آنها را به خاك مى برد، پدرش نیز او را تشویق مى كرد و مى فرمود: على (علیه السلام ) پیروز شد، بدین سبب او را ظهیر نامیده اند.(12) |
|
على رغم كارشكنیها
و تبلیغات سوء منافقان ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم على (علیه السلام ) را
جانشین خود در مدینه ساخت و در ماه رجب سال نهم هجرى به همراه سپاهى عظیم ، راه
پرمشقت شمال را در پیش گرفت علت انتخاب على (علیه السلام ) بارى جانشینى در مدینه
بر اساس آنچه در منابع تاریخى آمده است .(264) |
|
ابوبصیر مى گوید:
امام صادق (علیه السلام ) از پدران خود از حضرت على (علیه السلام ) چنین روایت نمود
كه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: در بهشت اطاقهایى است كه ظاهر آن
با باطن آن بوده و درونش از بیرون آن دیده مى شود. آنجا اقامتگاه فردى از امت من
است كه داراى این خویها باشد. كلامش نیكو باشد و مردم (گرسنه ) را اطعام كند و سلام
كند و سلام كند و پیوسته روزه دار باشد و در شب وقتى چشمان مردم در خواب رفته است
او چشم خود را به رحمت پروردگار دوخته و به خواندن نماز مشغول گردد. آنگاه فرمود:
یا على (علیه السلام ) آیا مى دانى اطابه كلام (سخن
نیكو) چیست ؟ كسى كه هر صبح و هر شب ده مرتبه بگوید سبحان الله و الحمد الله و لا
اله الا الله و الله اكبر (نیكو كلام مى باشد). اطعام
الطعام (دادن غذا)، خرجى دادن مرد است به خانواده خود و اما ادامه روزه آن
است كه انسان در طول ماه رمضان و در هر ماه (اول و وسط و آخر ماهاى قمرى ) سه روز
روزه بگیرد كه ثواب روزه تمامى عمر بر او نوشته مى شود. |
|
در زمان حضرت
ابوطالب (علیه السلام ) راهبى زندگى مى كرد بنام مثرم بن دعیت
بن شیتقام . |
| اهل خرد در عجب ، زعشق و عرفان
دوست |
| من چه بگویم كه حق ، نشسته در جان
دوست |
| پیك امین مفتخر، كه در شب
پرخطر |
| بزد دو تك بال و پر، بشد نگهبان
دوست |
| جنگ و جهادش برین ، صوت دعایش
حزین |
| روح زتن مى برد، جمال تابان
دوست |
| مادر گیتى شعف ، كه زاده در و
صدف |
| امیر و شاه نجف ، بود به فرمان
دوست |
| آنچه كه خواهد روا، حب و ولایش
دوا |
| چاره چه سازم كه مى ، نهفته در آن
دوست |
| مكرمت ولایت ، مسئلت و
منزلت |
| و سوره هل اتى ، برفته در شان
دوست |
| تا كه سلونى بگفت ، قلب عدو را
بكفت |
| اشعث و ذعلب بیفت ، به خاك خذلان
دوست |
| شمس و قمر منفعل ، منزوى و
منعزل |
| چون كه بشد مشتمل ، فروغ رخشان
دوست |
| مدح وفایى ببین ، شمس و سنایى
چنین |
| حافظ و سعدى قرین ، اسیر دستان
دوست |
| هم دل و هم جان ما، هم سر مستان
ما |
| هستى و امكان ما، شود به قربان
دوست |
| دوش به وقت سحر، گفته همان
مطهر |
| این اثر پر ثمر، بماند از آن
دوست |
| گر نظرى او كند، موهبتى گر
دهد |
| صخره طلا مى شود، خوشا به مهمان
دوست |
| شاد بود موسوى ، اگر كند
پیروى |
| به عزم و رزم قوى ، زشرع یاران دوست |
|
|
|
یك نفر یهودى از
امتحانات و آزمایشات الهى كه على (علیه السلام ) از آنها سرافراز بیرون آمده بود سؤ
ال كرد. حضرت تمامى امتحانات الهى خود را بر شمرد و دقیقا به بیان مسائل اجتماعى آن
زمان مى پردازد و دقیقا در لابلاى گفتار امام ؛ مظلومیت آن حضرت نمودار است كه در
اینجا به یكى از آنها اشاره مى شود: |
|
پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم حضرت امیر مؤ منان (علیه السلام ) وارد شد در حالى كه آثار سرور و خوشحالى در صورت نازنینش آشكار بود، حضرت على (علیه السلام ) سبب آنرا پرسید. حضرت فرمودند: خداوند متعال به من بشارت داد كه شیعیان على چه عاصى و چه مطیع آخرالامر در بهشت جایگزین شوند، حضرت على (علیه السلام ) به مجرد شنیدن این كلام سجده شكر به عمل آورده و گفت : خداوندا نصف حسنات خود را به شیعیانم بخشیدم . در این لحظه حضرت زهرا علیهاالسلام و امام حسن و امام حسین (علیه السلام ) هر یك به ترتیب عرض كردند: پروردگارا ما هم نصف ثوابهایمان را به شیعیان امیرمؤ منان على (علیه السلام ) بخشیدیم . رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم گفت : خداوندا منهم نصف حسنات و ثوابهایم را به شیعیان حضرت على مرتضى (علیه السلام ) دادم در این وقت بود كه وحى از طرف خداوند رسید كه شما از من كریم تر نیستید، منهم گناهان همه شیعیان على را آمرزیدم .(105) |
|
روزى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در مسجد میان اصحاب نشسته بود، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود اكنون كسى را در وارد مى شود كه اهل بهشت است پس از چند لحظه مرد بلند قامتى كه به اهالى مصر شبیه بود وارد شد و عرض كرد یا رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم اینكه خداوند مى فرماید: واعتصمو بحبل الله جمعیا و لا تفرقوا مقصود از حبل الله كیست ؟ حضرت با دست مبارك خود به على (علیه السلام ) اشاره نمود و فرمود این است حبل الله هر كه بدین شخص تمسك جوید در دنیا و آخرت گمرده نگردد آن مرد على (علیه السلام ) را بغل نمود و بوسید و از مسجد خارج شد.(103) |
|
گروهى از قریش و
اشراف مكه از قبایل مختلف در محل تشكیل جلسات مشورتى بزرگان مكه به نام دارالندة
جمع شدند تا درباره خطرى كه از ناحیه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم آنها را
تهدید مى كرد بیندیشند. در اثناء راه پیر مرد خوش ظاهرى به آنها برخورد كرد كه در
واقع همان شیطان بود از او پرسیدند: كیستى ؟ گفت : پیرمردى از اهل نجد. جلسه تشكیل
یافت و درباره اینكه چگونه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم را به عنوان مانعى
از سر راه بردارند گفتگو مى كردند یكى گفت او را از میان خون بیرون كنید تا از دست
او راحت شوید، پیرمرد گفت این هم درست نیست زیرا اگر این كار را انجام دهید به سراغ
قبایل دیگر عرب مى رود و با گفتار شیرینش در آنها نفوذ مى كند، ابوجهل كه تا آن وقت
ساكت بود به سخن آمد و گفت به نظر من از هر قبیله اى یك جوان شجاع و شمشیر زن را
انتخاب كنید تا در فرصتى مناسب به طور دسته جمعى به محمد صلى الله علیه و آله و سلم
حمله كنند و او را بكشند این طور خون او در بین همه قبایل پخش مى شود و بنى هاشم
نمى تواند به خونخواهى او قیام كند، پیرمرد نجدى خوشحال شد و گفت : به خداى راءى
صحیح همین است نتیجتا همه ى با این تصمیم موافقت كردند. |
|
روزى امیرالمؤ
منین (علیه السلام ) از كنار عده اى كه نشسته بودند عبور مى كرد، و دید آنها
لباسهاى سفید و گران قیمت پوشیده و (نشانه تكبر در آنها مشهود است ) رنگ صورتشان
برافروخته است و خنده آنها بلند و زیاد است و با انگشت خود هر كس را كه از كنارشان
رد مى شود مسخره مى كنند. سپس به عده دیگر رسید كه لاغر اندام و رنگ آنها زرد و در
هنگام سخن گفتن متواضع بودند. آن حضرت در حالى كه تعجب كرده بود خدمت رسول خدا صلى
الله علیه و آله و سلم رسید و عرض كرد یا رسول الله دو گروه متفاوت را دیدم و هر دو
گروه خود را مؤ من مى دانستند؟ صفت مؤ من چیست ؟ پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و
سلم سكوتى كرد و در پاسخ حضرت على (علیه السلام ) فرمود یا على مؤ من بیست خصوصیت
دارد كه اگر یكى از آنها در او نباشد ایمانش كامل نیست : |
|
ذوالفقار نام
شمشیر معروف على (علیه السلام ) است در اینكه آن چرا ذوالفقار (صاحب دو سر، یا صاحب
حفره و خالها) و از كجا بدست آمده مطالب مختلفى نقل شده است (93) یكى از اقوال آن است كه این شمشیر در جنگ بدر از
ناحیه دشمن به دست على (علیه السلام ) رسید. |