Skip to content
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
نظر سنجی
کدام بخش از وب سایت بیشتر مورد پسند شما قرار گرفت






لینك دوستان
بر چسب ها
آمار
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
فال حافظ
پشتیبانی قالب

آدرس مسجد شیعیان در بلژیک

 

 


Agrandir le plan



ادامه مطلب...
...

دو ماه پس از آن انفجار، «علوان» تلاش کرد همسر خود را مجددا فریب دهد تا کاظم را نیز آماده کند اما کاظم ۱۸ ساله که از ماجرا بو برد، شبانه از منزل فرار کرد.

یکی از نیروهای امنیتی عراق که خواست نامش فاش نشود طی اظهاراتی گفت: هفته گذشته در استان سنی نشین “دیالی” زنی را بازداشت کرده ایم که فرزند ۹ ساله خود را در راه منفجر کردن یکی از مساجد شیعیان از دست داده است.

کودکی ۹ ساله مسجد شیعیان را منفجر کرد + عکس www.taknaz.ir

وی در ادامه افزود: همکاران امنیتی بنده موفق شدند پس از چند روز کار اطلاعاتی، زنی بنام «س. العبیدی» را بازداشت کنند که او اعتراف کرده در سال ۲۰۰۶ میلادی برای منفجر کردن یکی از مساجد شیعیان در “دیالی”، کودک ۹ ساله خود را آماده و آن مسجد شیعی را منفجر کرد.

این مقام امنیتی عراقی همچنین گفت: این زن که از اعضای شبکه تروریستی القاعده است، به همراه همسر جدیدش «حمید علوان» ۵۳ ساله که او نیز عضو این شبکه تروریستی است، بازداشت شد. این دو نفر پس از عملیات اخیر نیروهای تروریستی القاعده علیه نیروهای “بیداری عراق” بازداشت شدند.

وی افزود: خانم «س. العبیدی» مادر “کاظم” ۱۸ ساله و “هناء” ۱۴ ساله و “مرتضی” ۹ ساله است. این مادر تروریست، مرتضی را برای منفجر کردن این مسجد شیعی آماده کرد. او از اهالی روستای “خالص” در استان “دیالی” است. همسر جدید وی، مسئول هماهنگی عملیات های شبکه تروریستی القاعده در منطقه “العامریه” عراق بوده است.

این مقام امنیتی گفت: در واقع «حمید علوان» همسر خود را فریب داد و از وی خواست که کودک ۹ ساله اش را برای انفجار این مسجد شیعی آماده کند. خانم «س. العبیدی» هم با حرف های فریبنده او فریب خورد و کودک خود را آماده کرد. در مسیر رسیدن به مسجد، ناگهان کنترل خود را از دست داد و شروع کرد به گریه کردن اما اشک های او فایده ای نداشت زیرا «علوان» او را از خودرو پیدا کرد و فورا مرتضی را به نزدیکی محل عملیات رساند و او را راهی مسجد کرد. دقایقی بعد مسجد منفجر شد و ۹ تن شهید و ۸ تن دیگر زخمی شدند.

وی در ادامه افزود: دو ماه پس از آن انفجار، «علوان» تلاش کرد همسر خود را مجددا فریب دهد تا کاظم را نیز آماده کند اما کاظم ۱۸ ساله که از ماجرا بو برد، شبانه از منزل فرار کرد.



ادامه مطلب...
...

خطبه غدیر به زبان فرانسوی

Conférence Ghadir

Française

دانلود فایل

 

 



ادامه مطلب...
...
سفارش به امام حسن (ع )

روزى دو كودك خطى را نوشته سپس خدمت امام حسن (علیه السلام ) آوردند و او را حكم خود قرار دادند تا آن حضرت قضاوت كند كه كدام خط نیكوتر است در آن هنگام على (علیه السلام ) چشم به وى دوخت و فرمود:
یا بنى انظر كیف تحكم فان هذا حكم و الله سالم عنه یوم القیامة ؛ یعنى : اى پسرم ! دقت كن چگونه قضاوت مى كنى ؟ بى گمان این یك قضاوت است خداوند روز قیامت از آن ، تو را مورد سؤ ال قرار خواهد داد.(1184)

 

همه زهد در دو كلمه

روایت است كه على (علیه السلام ) فرمود: خداوند متعال زهد را در دو كلمه جمع فرموده است : كه اگر كسى به این آیه عمل كند زاهد روزگار است و آن آیه این است : لكیلا تاءسوعا على ما فاتكم ؛ براى آنچه از دست داده اید تاءسف نخورید.(1186)

معرفى امام على (ع )

مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام ) سؤ ال كرد یابن رسول الله به چه دلیل على بن ابیطالب (علیه السلام ) قسیم الجنة و النار تقسیم كننده بهشت و جهنم شده است ؟
حضرت فرمودند: به سبب اینكه محبت به آن حضرت عین ایمان است و عداوت با او كفر است و تحقیقا بهشت فقط براى اهل ایمان آفریده شده است و جهنم صرفا براى اهل كفر؛ بدین علت قسمت كننده بهشت و جهنم است و كسى داخل بهشت نمى شود الا با محبت او و كسى داخل در جهنم نشود الا كسانى كه دشمنى با آن حضرت را داشته باشند.
مفضل عرض كرد: اى پسر رسول خدا: بنابراین انبیاء و اوصیاى آنان هم على (علیه السلام ) را دوست داشته اند و دشمنانش را مبغوض ‍ مى داشته اند؟!
فقال نعم . قلت : فكیف ذلك ؟!
امام فرمود: آرى ، مفضل عرض كرد: چگونه است آن مطلب ؟!
حضرت فرمود: آیا ندانسته اى كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در روز خیبر فرمود: هر آینه حتما من پرچم و لواى جنگ را فردا به مردى مى سپارم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست دارند. و او از میدان كار زار بر نمى گردد مگر اینكه خداوند بدست او فتح و ظفر را نصیب خواهد نمود.
(1187)
عرض كرد: بلى ، امام فرمود: آیا ندانسته اى كه چون یك پرنده بریان براى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آوردند آن حضرت به خداوند عرض كرد: بار پروردگارا! محبوب ترین مخلوقات خود را بیاور تا او با من از این پرنده بخورد و مقصود از احب خلق اله على (علیه السلام ) بود.
عرض كرد: بلى ، امام فرمود: ایا ممكن است كه انبیاى خداوند و اوصیاى آنها دوست نداشته باشند مردى را كه خدا و رسولش او را دوست داشته باشند و وى نیز خدا و رسولش را دوست داشته باشد؟ گفتم : نه .
حضرت فرمود: آیا ممكن است كه مؤ منین از امت هایى باشند كه حبیب خدا و حبیب رسولش و حبیب پیمبرانش را دوست نداشته باشند؟
گفتم : نه .
حضرت فرمود: بنابراین ثابت شد كه تمامى پیامبران خدا و مرسلین از آنها تمامى مومنان ، محبت و دوستدار على بن ابیطالب (علیه السلام ) هستند.
و همچنین ثابت شد كه تمامى مخالفین آنها دشمن او و دشمن تمامى دوستداران و اهل محبت او مى باشند. گفتم : آرى .
حضرت فرمود: بنابراین داخل در بهشت نمى شود مگر كسى كه على (علیه السلام ) را دوست بدارد خواه از پیشینیان باشد و خواه از پسینیان ؛ پس روى این استدلال على (علیه السلام ) قسمت كننده بهشت و جهنم است .
مفضل در اینجا عرض كرد: اندوه و غصه را از من گرفتى خداوند غصه و اندوهت را بزدایت .
امام سپس فرمود: اى مفضل این مطلب را بگیر، زیرا آن از علوم مخزون و مكنون و پنهان است كه كسى را بدان دسترسى نیست .
(1188)


 



ادامه مطلب...
...
جوانمرد نوجوانان

ابوطالب پدر حضرت على (علیه السلام ) نام على (علیه السلام ) را ظهیر مى گفت : چرا كه بسیارى از مواقع او فرزندان ، برادر زاده هاى خود را جمع مى كرد و به آنان دستور مى داد كه با هم كشتى بگیرند، البته این یك نوع تفریح رایج در عرب بود، على (علیه السلام ) آن موقع كودك بود و داراى بازوانى درشت و كوتاه . على (علیه السلام ) آستین هاى خود را بالا مى زد و با بزرگ و كوچك از برادران و عمو زاده هاى خویش كشتى مى گرفت بطورى كه با یك چرخش و بكار بردن فن خاصى پشت همه آنها را به خاك مى برد، پدرش نیز او را تشویق مى كرد و مى فرمود: على (علیه السلام ) پیروز شد، بدین سبب او را ظهیر نامیده اند.(12)




ادامه مطلب...
...
جنگ تبوك و جانشینى على (ع )

على رغم كارشكنیها و تبلیغات سوء منافقان ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم على (علیه السلام ) را جانشین خود در مدینه ساخت و در ماه رجب سال نهم هجرى به همراه سپاهى عظیم ، راه پرمشقت شمال را در پیش گرفت علت انتخاب على (علیه السلام ) بارى جانشینى در مدینه بر اساس آنچه در منابع تاریخى آمده است .(264)
این بود كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم از سوء نیت اعراب و بسیارى از مدرم مكه كه با آنان جنگیده و خون بستگانشان را ریخته بود و منافقان مدینه كه به بهانه هایى از شركت در این نبرد سرباز زده بودند مطلع بود، و بیم آن مى رفت كه این عناصر از غیبت طولانى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و دیگر مسلمانان استفاده كنند و به مدینه بتازند، لذا وجود امیرمؤ منان (علیه السلام ) در مدینه همچون خود پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم عامل مهمى در ترساندن دشمنان و پاسدارى از مركز حكومت اسلامى بود، از این رو پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به هنگام معرفى حضرت على (علیه السلام ) به جانشینى خو فرمود:
ان المدینة لا تصلح الا بى اوبك مدینه جز با وجود من یا تو اصلاح نپذیرد.(265) یكى از توطئه هاى منافقان كه با نقش قبلى آنها ریخته شده بود قتل على (علیه السلام ) و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بود. لذا صد نفر از آنان در مدینه براى قتل على (علیه السلام ) و چهارده نفر هم براى قتل پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم با سپاه حركت كردند. با حركت سپاه اسلام به سوى تبوك و ماندن على (علیه السلام ) در مدینه منافقان همه نقشه هاى خود را نقش بر آب دیدند و دست به توطئه جوسازى و شایعه پراكنى زدند. امیرمؤ منان (علیه السلام ) با شنیدن سخنان واهى آنها مبنى بر اینكه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم از روى بى مهرى على (علیه السلام ) را با خود نبرده است خود را به پیامبر رسانید و جریان را گزارش داد. رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: دروغ مى گویند بلكه تو را براى نگهدارى آنچه پشت سرم هست گذاردم . آیا راضى نیستى نسبت تو به من ، همان مقام و منزلت هارون نسبت به موسى باشد؟ جز آنكه پس از من پیامبرى نیست . سپس رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به آن حضرت دستور داد به مدینه بازگردد و جانشین وى در دار الهجرة و خانواده اش باشد.
(266)


216- اتاقهاى بهشت

ابوبصیر مى گوید: امام صادق (علیه السلام ) از پدران خود از حضرت على (علیه السلام ) چنین روایت نمود كه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: در بهشت اطاقهایى است كه ظاهر آن با باطن آن بوده و درونش از بیرون آن دیده مى شود. آنجا اقامتگاه فردى از امت من است كه داراى این خویها باشد. كلامش نیكو باشد و مردم (گرسنه ) را اطعام كند و سلام كند و سلام كند و پیوسته روزه دار باشد و در شب وقتى چشمان مردم در خواب رفته است او چشم خود را به رحمت پروردگار دوخته و به خواندن نماز مشغول گردد. آنگاه فرمود: یا على (علیه السلام ) آیا مى دانى اطابه كلام (سخن نیكو) چیست ؟ كسى كه هر صبح و هر شب ده مرتبه بگوید سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر (نیكو كلام مى باشد). اطعام الطعام (دادن غذا)، خرجى دادن مرد است به خانواده خود و اما ادامه روزه آن است كه انسان در طول ماه رمضان و در هر ماه (اول و وسط و آخر ماهاى قمرى ) سه روز روزه بگیرد كه ثواب روزه تمامى عمر بر او نوشته مى شود.
والصلاة باللیل یعنى اداى نماز در شب و هنگامى كه مردم در خوابند، پس شخصى كه نماز مغرب و عشا و نماز صبح را در مسجد به جماعت بخواند همانند كسى است كه تمامى شب را بیدار مانده باشد و افشاى سلام آن است كه از سلام دادن به هیچ یك از مسلمانان بخل نكند.
(267)




ادامه مطلب...
...
پیشگویى ولادت حضرت على (ع )

در زمان حضرت ابوطالب (علیه السلام ) راهبى زندگى مى كرد بنام مثرم بن دعیت بن شیتقام .
این مرد در عبادت معروف بود و صد و نود سال خداوند را عبادت كرده بود و هرگز حاجتى از خداوند نخواسته بود.
تا اینكه از خدا خواست ، خداوندا! یكى از اولیاء خود را به من نشان ده ؛ خداوند حضرت ابوطالب را نزد او فرستاد تا چشم مثرم به حضرت افتاد از جا برخاست و سر او را بوسید و او را در مقابل خود نشانید و گفت : خدا تو را رحمت كند، تو كیستى ؟
حضرت فرمود: مردى از منطقه تهامه .
پرسید از كدام طایفه عبد مناف ؟ فرمود: از بنى هاشم .
راهب بار دیگر برخاست و سر حضرت ابوطالب (علیه السلام ) را بوسید و گفت : خدا را شكر كه خواسته مرا اعطا كرد و مرا نمیراند تا ولى خود را به من نشان داد.
سپس گفت : تو را بشارت باد! خداوند به من الهام نموده كه آن مژده اى به توست . حضرت ابوطالب (علیه السلام ) پرسید آن بشارت چیست ؟ گفت :
فرزندى از صلب تو بوجود مى آید كه ولى الله است .
اوست ولى خدا و امام متقین و وصى رسول رب العالمین .
اگر آن فرزند را ملاقات كردى از من به او سلام برسان و از من به او بگو: مثرم به تو سلام مى گوید: و شهادت مى دهد كه خدایى جز الله نیست ، یگانه است و شریكى ندارد و محمد بنده و فرستاده خداست و تو جانشین بر حق او هستى نبوت با محمد و وصایت با تو كامل مى شود
.
در اینجا حضرت ابوطالب (علیه السلام ) گریه كرد و فرمود: نام این فرزند چیست ؟ او گفت : نامش على است .
(25)



ادامه مطلب...
...

در مدح مولا (ع )

اهل خرد در عجب ، زعشق و عرفان دوست

من چه بگویم كه حق ، نشسته در جان دوست

پیك امین مفتخر، كه در شب پرخطر

بزد دو تك بال و پر، بشد نگهبان دوست

جنگ و جهادش برین ، صوت دعایش حزین

روح زتن مى برد، جمال تابان دوست

مادر گیتى شعف ، كه زاده در و صدف

امیر و شاه نجف ، بود به فرمان دوست

آنچه كه خواهد روا، حب و ولایش دوا

چاره چه سازم كه مى ، نهفته در آن دوست

مكرمت ولایت ، مسئلت و منزلت

و سوره هل اتى ، برفته در شان دوست

تا كه سلونى بگفت ، قلب عدو را بكفت

اشعث و ذعلب بیفت ، به خاك خذلان دوست

شمس و قمر منفعل ، منزوى و منعزل

چون كه بشد مشتمل ، فروغ رخشان دوست

مدح وفایى ببین ، شمس و سنایى چنین

حافظ و سعدى قرین ، اسیر دستان دوست

هم دل و هم جان ما، هم سر مستان ما

هستى و امكان ما، شود به قربان دوست

دوش به وقت سحر، گفته همان مطهر

این اثر پر ثمر، بماند از آن دوست

گر نظرى او كند، موهبتى گر دهد

صخره طلا مى شود، خوشا به مهمان دوست

شاد بود موسوى ، اگر كند پیروى

به عزم و رزم قوى ، زشرع یاران دوست



ادامه مطلب...
...
کتاب موبایل بسیار ارزشمند و مناسب شیعه پاسخ می‌دهد را برای شما آماده کردم که نوشته سید رضا حسینی نسب است (زیر نظر آیت الله جعفر سبحانی) . تهیه و تولید این کتاب برای موبایل توسط مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور بوده است.


حجم: ۱٫۳۷ مگابایت
فایل های پیوست شده


ادامه مطلب...
...

یك نفر یهودى از امتحانات و آزمایشات الهى كه على (علیه السلام ) از آنها سرافراز بیرون آمده بود سؤ ال كرد. حضرت تمامى امتحانات الهى خود را بر شمرد و دقیقا به بیان مسائل اجتماعى آن زمان مى پردازد و دقیقا در لابلاى گفتار امام ؛ مظلومیت آن حضرت نمودار است كه در اینجا به یكى از آنها اشاره مى شود:
على (علیه السلام ) فرمود: اى برادر یهودى كسى كه پس از ابوبكر زمامدار حكومت شد در ورود و خروج همه كارها با من مشورت مى كرد و طبق دستور من كارها را انجام مى داد و در كارها سخت از من نظر مى خواست و طبق نظر من رفتار مى كرد؛ نه من كسى را سراغ دارم و نه اصحابم ؛ كه به جز من در كارها با او مشورت كرده باشد... چون مرگ ناگهانى او فرا رسید و بدون بیمارى قلبى كه بتواند تصمیمى در حال صحت بگیرد؛ از دنیا رفت ...
نتیجه كار دومى این شد، پرونده زندگانیش موقعى بسته شد كه عده اى را كاندید و نامزد خلافت كرد كه من ششمین آنها بودم و مرا با هیچ كدام آنها برابر ندانست و همه حالات مرا از وارثت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و خویشاوندى و نسب و دامادى بدست فراموشى سپرد...
خلافت را در میان ما به شورى واگذار نمود و فرزند خود را بر همه ما حاكم كرد و دستور داد كه اگر طبق دستور او عمل نكردیم و مجلس ‍ شورى تشكیل ندادیم گردن هر شش نفر ما را بزند. اى برادر یهودى ! مى دانى كه براى همین پیش آمد ناگوار چه اندازه صبر و تحمل لازم است ؟ آنان در آن چند روزى كه بودند هر كدام به نفع خویش شروع به فعالیت و سخنرانى نمودند ولى من دست روى دست گذاشتم و ساكت بودم ... (در آن شورا) یكى از خود راءى ها و سرسخت هاى آن هیاءت شش ‍ نفرى ، تند كردى و كار را از دست من گرفت و به طمع شركت در بهره بردارى از خلافت ، حكومت را بدست عثمان سپرد، و عثمان كسى بود كه نه با او و نه با هیچ یك از حاضرین در شورا از نظر اخلاقى مساوى نبود چه رسد به كمتر از آنان ... سپس طولى نكشید كه همان سرسختى ها كه در انتخاب عثمان مؤ ثر بودند ، او را كافر شمردند و از او بیزارى جستند. عثمان به نزد دوستان صمیمى خود رفت و به دیگر اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مراجعه كرد و در خواست استعفا از بیعت خود را نمود و از آشوبى كه به پا كرده بود اظهار پشیمانى مى نمود اى برادر یهودى ! این پیش آمد از پیش آمد قبلى سخت تر و دلخراش تر بود... از این جریان آنچنان ناراحت شدم كه قابل توصیف نیست و اندازه اى ندارد ولى چاره اى جز صبر نداشتم كه بگذارم و بگذارم ... به خدا قسم اى برادر یهودى مرا از شورش علیه عثمان همان چیزى جلوگیرى كرد كه از قیام علیه حكومت قبلى جلوگیرى كرده بود... اى برادر یهودى ! هیچ تغییرى در تصمیم خود راه نداده ام و به این جهت در برابر عثمان ساكت ماندم و آنچه مرا وا داشت كه از اقدام علیه او دست نگهدارم این بود كه من در نتیجه آزمایشى كه از او كرده بودم مى دانستم اخلاقى كه او دارد او را رها نخواهد كرد تا مردم را به كشتن و خلعش ‍ بكشاند...
(809)




ادامه مطلب...
...

پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم حضرت امیر مؤ منان (علیه السلام ) وارد شد در حالى كه آثار سرور و خوشحالى در صورت نازنینش آشكار بود، حضرت على (علیه السلام ) سبب آنرا پرسید. حضرت فرمودند: خداوند متعال به من بشارت داد كه شیعیان على چه عاصى و چه مطیع آخرالامر در بهشت جایگزین شوند، حضرت على (علیه السلام ) به مجرد شنیدن این كلام سجده شكر به عمل آورده و گفت : خداوندا نصف حسنات خود را به شیعیانم بخشیدم . در این لحظه حضرت زهرا علیهاالسلام و امام حسن و امام حسین (علیه السلام ) هر یك به ترتیب عرض كردند: پروردگارا ما هم نصف ثوابهایمان را به شیعیان امیرمؤ منان على (علیه السلام ) بخشیدیم . رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم گفت : خداوندا منهم نصف حسنات و ثوابهایم را به شیعیان حضرت على مرتضى (علیه السلام ) دادم در این وقت بود كه وحى از طرف خداوند رسید كه شما از من كریم تر نیستید، منهم گناهان همه شیعیان على را آمرزیدم .(105)



ادامه مطلب...
...

روزى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در مسجد میان اصحاب نشسته بود، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود اكنون كسى را در وارد مى شود كه اهل بهشت است پس از چند لحظه مرد بلند قامتى كه به اهالى مصر شبیه بود وارد شد و عرض كرد یا رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم اینكه خداوند مى فرماید: واعتصمو بحبل الله جمعیا و لا تفرقوا مقصود از حبل الله كیست ؟ حضرت با دست مبارك خود به على (علیه السلام ) اشاره نمود و فرمود این است حبل الله هر كه بدین شخص تمسك جوید در دنیا و آخرت گمرده نگردد آن مرد على (علیه السلام ) را بغل نمود و بوسید و از مسجد خارج شد.(103)



ادامه مطلب...
...

گروهى از قریش و اشراف مكه از قبایل مختلف در محل تشكیل جلسات مشورتى بزرگان مكه به نام دارالندة جمع شدند تا درباره خطرى كه از ناحیه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم آنها را تهدید مى كرد بیندیشند. در اثناء راه پیر مرد خوش ظاهرى به آنها برخورد كرد كه در واقع همان شیطان بود از او پرسیدند: كیستى ؟ گفت : پیرمردى از اهل نجد. جلسه تشكیل یافت و درباره اینكه چگونه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم را به عنوان مانعى از سر راه بردارند گفتگو مى كردند یكى گفت او را از میان خون بیرون كنید تا از دست او راحت شوید، پیرمرد گفت این هم درست نیست زیرا اگر این كار را انجام دهید به سراغ قبایل دیگر عرب مى رود و با گفتار شیرینش در آنها نفوذ مى كند، ابوجهل كه تا آن وقت ساكت بود به سخن آمد و گفت به نظر من از هر قبیله اى یك جوان شجاع و شمشیر زن را انتخاب كنید تا در فرصتى مناسب به طور دسته جمعى به محمد صلى الله علیه و آله و سلم حمله كنند و او را بكشند این طور خون او در بین همه قبایل پخش مى شود و بنى هاشم نمى تواند به خونخواهى او قیام كند، پیرمرد نجدى خوشحال شد و گفت : به خداى راءى صحیح همین است نتیجتا همه ى با این تصمیم موافقت كردند.
جبرئیل فرود آمد و به پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم گفت : تا شب را در بستر خود نخوابد، پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم شبانه به سوى غار ثور حركت كرد و سفارش نمود على (علیه السلام ) در بستر او بخوابد تا كسانى كه خانه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم را تحت نظر داشتند متوجه عدم حضور پیامبر نگردند. على (علیه السلام ) كه در آن موقع جوانى 23 ساله بود در بستر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم خوابید هنگامى كه صبح شد و طبق نقشه ، جوانان قبائل مختلف جهت قتل پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به خانه ریختند، على (علیه السلام ) را در بستر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم دیدند، صدا زدند پس محمد صلى الله علیه و آله و سلم كجاست ؟ حضرت امیر (علیه السلام ) فرمود: نمى دانم . لذا با این جانفشانى حضرت على (علیه السلام )، پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم از گرداب مرگ نجات یافت .
(101)



ادامه مطلب...
...
مؤ من واقعى

روزى امیرالمؤ منین (علیه السلام ) از كنار عده اى كه نشسته بودند عبور مى كرد، و دید آنها لباسهاى سفید و گران قیمت پوشیده و (نشانه تكبر در آنها مشهود است ) رنگ صورتشان برافروخته است و خنده آنها بلند و زیاد است و با انگشت خود هر كس را كه از كنارشان رد مى شود مسخره مى كنند. سپس به عده دیگر رسید كه لاغر اندام و رنگ آنها زرد و در هنگام سخن گفتن متواضع بودند. آن حضرت در حالى كه تعجب كرده بود خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رسید و عرض كرد یا رسول الله دو گروه متفاوت را دیدم و هر دو گروه خود را مؤ من مى دانستند؟ صفت مؤ من چیست ؟ پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم سكوتى كرد و در پاسخ حضرت على (علیه السلام ) فرمود یا على مؤ من بیست خصوصیت دارد كه اگر یكى از آنها در او نباشد ایمانش كامل نیست :
1- به نماز (جماعت ) حاضر مى شود 2- زكات را در وقت خود مى پردازد.3- به مستمندان رسیدگى مى كند. 4- یتیم را نوازش مى كند 5- لباسهاى پاك و پاكیزه مى پوشند. 6- كمر به عبادت حق بسته اند. 7- راست مى گوید 8- به وعده خود وفا مى كند. 9- در امانت خیانت نمى كند. 10- زاهد شب و شیر روز هستند. 11- در روز روزه دار و در شب بیدار و عابد هستند. 12- همسایه را آزار نمى دهد. 13- متواضعانه راه مى روند 14- تشییع جنازه مى كند و...
(95)




ادامه مطلب...
...

ذوالفقار نام شمشیر معروف على (علیه السلام ) است در اینكه آن چرا ذوالفقار (صاحب دو سر، یا صاحب حفره و خالها) و از كجا بدست آمده مطالب مختلفى نقل شده است (93) یكى از اقوال آن است كه این شمشیر در جنگ بدر از ناحیه دشمن به دست على (علیه السلام ) رسید.
ماجراى آن چنین است نبیه و منبه پسران حجاج سهمى از مشركان سبك سروبى تربیت قریش بودند و همواره پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم را مى آزردند و با گفتار ناپسند خود آن حضرت را سرزنش مى كردند این دو با پسر منبه كه عاص نام داشت در سال دوم هجرت در جنگ بدر شركت كرد و سرانجام نیز با تیغ بران آن حضرت كشته شدند. ذوالفقار كه شمشیرى داراى دو سر از فولاد، نابود در دست عاص بن منبه بود كه پس ‍ از كشته شدن او، آن شمشیر به دست على (علیه السلام ) افتاد و على (علیه السلام ) آن را نزد پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم آورد و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم آن را به على (علیه السلام ) بخشید
(94)



ادامه مطلب...
...
صفحات وبلاگ
(تعداد کل صفحات:2) 1 2